جای عجب است. چه سریالی جای چه سریالی نشست؟ «در حاشیه» را به حاشیه برده و بعد، کلاً کرکهاش را پایین آوردند. به این بهانه که حضرات پزشک مملکت به تریج قبایشان برخورده و اصلا این لودهگیها در شأن رسانهی ملی نیست و قس علی هذا. سپس، «شمعدونی» را به خورد مخاطب دادند که باید گفت هزار رحمت به در حاشیه.
خیال پزشکان این شبها راحت است؛ بساط «در حاشیه» از تلویزیون برچیده شده و حالا آنها با خیالی آسوده شبها سرشان را روی بالش میگذارند.سریال «شمعدونی» جایگزین «در حاشیه» مهران مدیری شده است تا هر شب کلیشههایی مثل جنگ بین خواهر شوهر و عروس، مرد ذلیلی، کمبود شوهر، گستاخی بچهها و بیاحترامیشان به بزرگترها و بدآموزیهای دیگری مثل سخنچینی و وراجی و ترویج بیاحترامی فرزند به پدر و مادر و بزرگترها را، ترویج دو به همزنی را، را از طریق یک سریال جدید و جایگزین وارد خانههای آنها و سایر مردم شود و فرهنگ خانه و خانواده را به هم بریزد.
حتی اگر این را قبول کنیم که کارهای مدیری آن ابتکار سابق را ندارد باز هم دلیل قانع کننده ای برای آنتن دادن به طنزهای ضد قهرمان سروش صحت وجود ندارد. به شخصیت های سریال های 90قسمتی صحت که نگاهی می اندازیم همگی یک «سوپراحمق» هستند. نقش اول هایی که به جای «قهرمان بودن»، «ضدقهرمان» هستند. دکتر افشار در ساختمان پزشکان، پژمان در پژمان و حالا هوشنگ در شمعدونی.
این سریال که به سریال مناسبتی و تقلیدی آمریکایی ، هفت سنگ شباهت بسیار دارد، بیشتر ضد خانواده است تا خانوادگی. ضمن اینکه بیشتر موضوعاتش هم تکراری و کسالت بار هستند البته درحاشیه هم خیلی اثر برجسته ای نبود اما همین که به برخی نابرابری ها در حوزه پزشکی اشاره می کرد، ارزش مدار تر بود.
خیلی ها مطمئن بودند که اگر آنتن از امثال مدیری گرفته شود، قسمت صحت و دوستانش خواهد شد. گویا روند بروکراتیک سابق بر امضای قرارداد و قبول نام صاحب طرح و پروژه کافی است و قرار نیست که بر محتوا نظارتی صورت بگیرد. استفاده از واژه ها و الفاظی که اگر به کنه سریال توجه شود، فاجعه بار است.
گویا صدا و سیما فراموش کرده است که یک دانشگاه است و باید به فرهنگ، هویت، خانواده و... توجه داشته باشد. این تلقی به وجود آمده است که گویا فقط و فقط کمیت و پرکردن برنامه مهم شده است. واقعی است این که بگوییم این مشکل به دلیل نبود یک راهبرد و برنامه کلان به وجود آمده است. راهبردی که باید بر اساس آن برنامه ها و سریال ها تهیه و پخش شود. هنوز تعریف برنامه طنز و کمدی در رسانه ملی مشخص نیست و روابط ضعیف افراد با یکدیگر و جملات سخیف و تمسخر و خود تخریبی کار طنز معرفی می شود.
علی ایحال، توقع ما از یک سریال طنز تراز رسانهی ملی این نیست که در آن به بهانه کمدی، اخلاق جامعه مورد تهدید قرار بگیرد. توقع ما بعد از روی کار آمدن مدیریت جدید رسانهی ملی این بود که دوباره جریان روشنفکرمآب دست به تسخیر آنتن نزنند و هر چیز بیربطی را به اسم طنز به خورد مخاطب ندهند.
حقیقتاً باید گفت رفتارهای اینچنینی که طی آن، یک برنامه انتقادی تعطیل شده و بجای آن برنامهای پخش میشود کهاز نظر اخلاقی سخیف است، تنها باعث سطحیتر شدن مخاطب رسانهی ملی میشود. و این، همان هدفیست که دشمنان جمهوری اسلامی در بُعد رسانهای در پی آن هستند. حال باید پرسید چطور ما خودمان آب در آسیاب دشمن ریخته و کک هیچ کسی هم نمیگزد؟
مطلب و تیترش هر دو کپی هستند
در حاشیه سریال جالبی نبود، من نمی دیدم و خانواده م دنبال میکردن اما همین که یه سری پزشکای بی سواد پول پرست رو نقد میکرد خوب بود!
از وقتی سریال شمعدونی رو پخش میکنن من در اتاقم رو میبندم که صدای داد و بیداد و جر و بحث و دعوای های این خانواده ی توی سریال رو نشنوم! به نظرم بعد از هر قسمت این سریال کلا برای یه ربع باید تلویزیون هیچی پخش نکنه برای تمدد اعصاب خانواده ها. مخصوصا با وجود اون پسربچه ی بیتربیت و مزاحمی که توی این سریاله واقعا غیر قابل تحمله!!!