خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان میکنم، ببخش..
همین..
خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان میکنم، ببخش..
همین..
فرهنگ غربی نفوذ کرده در لایه لایه های زندگی جوان امروز جامعه ایران، توانسته است حیا و عفت را در میان همگان کمرنگ و بلکه بعضا به عاملی مزاحم برای مطرح شدن در اجتماع تبدیل گرداند و عفت دختران ما را به بازی گرگ مسلکان در لباس میش در بیاورد تا به راحتی تمام زیبایی و آراستگی خود را به نمایش عمومی بگذارند.
همین که در زنگ آغاز زندگیِ یک زوج جوان، شروط اسلامی قبل از عقد که همان حفظ حیاء و خودپوشاندن از نامحرم است، نادیده گرفته شود، باید جای خالی امر به معروف و نهی از منکر خانوادگی و پدر و مادر ها را در برخورد با ازدواج فرزندان احساس کرد، چرا که عدم رعایت این موارد بعضا سبب بروز مشکلاتی در آینده میشود. به عنوان مثال آمار طلاق در ده سال گذشته، افزایش چشمگیری پیدا کرده است؛ آماری که گویا رکورد شکنی عادتش شده است. و بالتبع این وضعیت نابسامان نتیجه بی توجهی به مسائل اخلاقی و رعایت حیا و غیرت در میان زنان و مردان است.
آنچه اخیرا بیش از پیش در میان جوانان فراگیر شده است، مسئله ایجاد کارناوال های عروسی در خیابان ها با حضور و پوشش نامناسب زنان در این مراسمات، به بهانه شادی و برپایی جشن در خیابانهاست، که این شادی نه تنها از جنس شادی تعریف شده و صحیح در علم دین نیست بلکه باعث آزار و اذیت سایر مردم و فاصله گرفتن از برخی فرهنگ های ایرانی اسلامی می شود.
توجه به در خواست های عمومی مردم مبنی بر برخورد با کاروان های عروسی که اقدام به ایجاد مزاحمت و سلب آسایش عمومی شهروندان و البته قبح زدایی از مسئله بی حجابی بانوان در اینگونه مراسمات، می نمایند ،بایستی بصورت جدی در دستور کار قرار گیرد و با رانندگانی که بخواهند با رفتار های غیر اخلاقی و راه اندازی کاروان های عروسی و ایجاد سر و صداهای ناهنجار موجب اخلال در نظم عمومی و سلب آسایش دیگران شوند ، باقاطعیت برخورد قانونی صورت پذیرد. اما اینکه دقیقا کدام نهاد یا ارگان مسئول رسیدگی به این اوضاع نابسامان کارناوال هاست، پاسخی جز مرجع اصلی این امر یعنی پلیس را در پی نخواهد داشت. متاسفانه رنگ پلیس در مقابله با این کارناوال ها در سطح شهر به قدری کاهش یافته که عملا می توان گفت تماس گرفتن با پلیس برای مقابله با چنین رویدادها، کاری بی فایده ای به شمار می رود. و در کنار این، دستگاه ها و ارگان های فرهنگی کشور هم گویا به خواب زمستانی فرو رفته اند و نمی خواهند از آن بیدار شوند.
ظاهرا همه مسئولین و دست اندرکاران طبق یک قرارداد نانوشته تصمیم گرفته اند چشم خود را به روی مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه ببندند و بگذارند این جریان مسیر طبیعی خود را طی کند یا جامعه را در خود غرق کرده و دشمنان را به اهداف خود برساند یا خودجوشی در جامعه ایجاد شود و خودشان به داد خودشان برسند و دست فرهنگ بیگانه را از کشور و جوانان کوتاه کنند
این یادداشت را خبرگزاری های: جام نیوز / تی نیوز / خبر پیچ / خبرگزاری دانشجو / دانا / بولتن نیوز / طنین یاس / خبرجو / آکا و... با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع کپی کرده اند....
این یادداشت برای سایت نسل برهان نوشته شده است
امروز چه روز عجیبی بود، روزی که دلم میخواست اگر میتوانستم از تقویم حذفش میکردم، روزی که در آن فهمیدم واقعا خودم و اطرافیانم را نشناخته ام...
چه میشود که آدم ها تا این حد تغییر موضع میدهند....
ماندن یا نماندن
رفتن یا نرفتن
انتخاب دلم نماندن و رفتن است، انتخاب عقلم هم همینطور، ولی دیگران دارند تحقیر را به سر و صورتم میپاشند.
روز های افتضاحی را میگذرانم، و حالی افتضاح تر از روزهایم را.
و خدا میداند اصلا دلم نمیخواهد با اتفاق امروز کنار بیایم..
دیگر نباید چیزی برایم اهمیتی داشته باشد، همه را پشت خواهم زد.
همین...
جای عجب است. چه سریالی جای چه سریالی نشست؟ «در حاشیه» را به حاشیه برده و بعد، کلاً کرکهاش را پایین آوردند. به این بهانه که حضرات پزشک مملکت به تریج قبایشان برخورده و اصلا این لودهگیها در شأن رسانهی ملی نیست و قس علی هذا. سپس، «شمعدونی» را به خورد مخاطب دادند که باید گفت هزار رحمت به در حاشیه.
خیال پزشکان این شبها راحت است؛ بساط «در حاشیه» از تلویزیون برچیده شده و حالا آنها با خیالی آسوده شبها سرشان را روی بالش میگذارند.سریال «شمعدونی» جایگزین «در حاشیه» مهران مدیری شده است تا هر شب کلیشههایی مثل جنگ بین خواهر شوهر و عروس، مرد ذلیلی، کمبود شوهر، گستاخی بچهها و بیاحترامیشان به بزرگترها و بدآموزیهای دیگری مثل سخنچینی و وراجی و ترویج بیاحترامی فرزند به پدر و مادر و بزرگترها را، ترویج دو به همزنی را، را از طریق یک سریال جدید و جایگزین وارد خانههای آنها و سایر مردم شود و فرهنگ خانه و خانواده را به هم بریزد.
حتی اگر این را قبول کنیم که کارهای مدیری آن ابتکار سابق را ندارد باز هم دلیل قانع کننده ای برای آنتن دادن به طنزهای ضد قهرمان سروش صحت وجود ندارد. به شخصیت های سریال های 90قسمتی صحت که نگاهی می اندازیم همگی یک «سوپراحمق» هستند. نقش اول هایی که به جای «قهرمان بودن»، «ضدقهرمان» هستند. دکتر افشار در ساختمان پزشکان، پژمان در پژمان و حالا هوشنگ در شمعدونی.
این سریال که به سریال مناسبتی و تقلیدی آمریکایی ، هفت سنگ شباهت بسیار دارد، بیشتر ضد خانواده است تا خانوادگی. ضمن اینکه بیشتر موضوعاتش هم تکراری و کسالت بار هستند البته درحاشیه هم خیلی اثر برجسته ای نبود اما همین که به برخی نابرابری ها در حوزه پزشکی اشاره می کرد، ارزش مدار تر بود.
خیلی ها مطمئن بودند که اگر آنتن از امثال مدیری گرفته شود، قسمت صحت و دوستانش خواهد شد. گویا روند بروکراتیک سابق بر امضای قرارداد و قبول نام صاحب طرح و پروژه کافی است و قرار نیست که بر محتوا نظارتی صورت بگیرد. استفاده از واژه ها و الفاظی که اگر به کنه سریال توجه شود، فاجعه بار است.
گویا صدا و سیما فراموش کرده است که یک دانشگاه است و باید به فرهنگ، هویت، خانواده و... توجه داشته باشد. این تلقی به وجود آمده است که گویا فقط و فقط کمیت و پرکردن برنامه مهم شده است. واقعی است این که بگوییم این مشکل به دلیل نبود یک راهبرد و برنامه کلان به وجود آمده است. راهبردی که باید بر اساس آن برنامه ها و سریال ها تهیه و پخش شود. هنوز تعریف برنامه طنز و کمدی در رسانه ملی مشخص نیست و روابط ضعیف افراد با یکدیگر و جملات سخیف و تمسخر و خود تخریبی کار طنز معرفی می شود.
علی ایحال، توقع ما از یک سریال طنز تراز رسانهی ملی این نیست که در آن به بهانه کمدی، اخلاق جامعه مورد تهدید قرار بگیرد. توقع ما بعد از روی کار آمدن مدیریت جدید رسانهی ملی این بود که دوباره جریان روشنفکرمآب دست به تسخیر آنتن نزنند و هر چیز بیربطی را به اسم طنز به خورد مخاطب ندهند.
حقیقتاً باید گفت رفتارهای اینچنینی که طی آن، یک برنامه انتقادی تعطیل شده و بجای آن برنامهای پخش میشود کهاز نظر اخلاقی سخیف است، تنها باعث سطحیتر شدن مخاطب رسانهی ملی میشود. و این، همان هدفیست که دشمنان جمهوری اسلامی در بُعد رسانهای در پی آن هستند. حال باید پرسید چطور ما خودمان آب در آسیاب دشمن ریخته و کک هیچ کسی هم نمیگزد؟
مطلب و تیترش هر دو کپی هستند