میگویند نوشتن از هر نوعی که باشد، قلب و ذهن را روان میکند و یکجور روغنکاری برای ذهن محسوب میشود، نمیدانم که این جمله را قبول دارم یا نه، اما حتما هستند کسانی که آن را قبول دارند، بنظرم کم هم نیستند، بگذریم میخواهم راجع به چیز دیگری بنویسم، بزرگی میگفت تا کسی حرفی برای گفتن نداشته باشد، نوشتنش نمیاید پس من که نوشتم میاید لابد حرفی برای گفتن دارم، به قول نقی در فیلم پایتخت پس خودم را تخلیه میکنم، چند وقتیست موضوعی ذهن مرا به خود مشغول کرده است آن هم اینکه چرا بعضی ها خیلی کمرو هستند و برخی دیگر شدیدا پررو؟ اصلا ملاک کمرویی و پررویی چیست؟ چرا عده ای سنگ پای قزوین پیششان لنگ می اندازد و عده ای دیگر از کمرویی نای گرفتن حق قطعیشان را هم ندارند؟ آن چه مسلم است این است که به دید عموم مردم در این دوره و زمانه باید پررو باشی تا به قول معروف کلاهت را برندارند
به این فکر میکنم که چه چاره کنم تا حرفم دُز سیاسی به خود بگیرد، واژه ای که الان بیشتر از هر زمان دیگری مرا به یاد پررویی و کمرویی سیاسی می اندازد، اسم همین رئیس جمهور حقوق دانمان آقای دکتر روحانیست. دلیلش مفصل است، و البته برای شخص من قابل احترام، سال 82 که ایشان دبیر شورای عالی امنیت ملی خاتمی بود و در کنار آن تیم مذاکرات هسته ای را رهبری میکرد را به یاد ندارم، از اینور و آنور مینویسم، این حرفم دلیل بر این نیست که ممکن است صفتی را به او نسبت دهم که شایسته اش نباشد، هرگز، بسیار اتفاق میوفتد که ما انسان ها درمورد موضوعی از کسی یا جایی اطلاعات میگیریم و بعد از مدتی خودمان از حامیان سر سخت آن کس یا چیز میشویم، مثل عشق ما حزب اللهی ها به روح الله. بگذریم، حرفم سر پررویی و کمرویی آقای روحانی به عنوان یک رجل سیاسیست. به بنظر خودم که او بسیار پرروست ولی درباره ی اینکه پررویی خوب است یا بد حرف خواهم زد، اگر فرض کنیم که همه با من هم عقیده باشند و بگویند که روحانی پرروست، آن وقت یک چیزی اینجا میلنگد که باید پاسخش را داد، آن هم اینکه مگر نه این است که از دید جماعتی عظیم خصیصه ی پررویی ویژگی بسیار خوبیست که معمولا هم همه را به آن توصیه میکنیم؟ پس حالا که شخصی مانند ایشان از این ویژگی برخوردارند، چرا بابت همه ی کار های او زبان به نقد باز میکنیم و میگوییم این کار او خلاف عزت است و فلان کار دیگرش خلاف مصلحت؟؟! خوب او پررویی میکند و عزت را به باد میدهد، پررویی میکند و گند میزند به مصلحت، پررویی میکند و یادش میرود که او و هم تیمی هایش همان هایی بودند که در سال 82 آن افتضاح هسته ای را به بار آوردند حالا چه شده که از حق مسلم هسته ای دم میزنند؟ پررو که شاخ و دم ندارد، دلم نمی خواهد به کسی توهین کنم اما چه کنم که آنها خوب به عزت، غیرت، مصلحت و کل هیکل ما حزب اللهی ها توهین می کنند. بگذریم، اما اگر فرض کنیم که هیچ کس با من موافق پررو بودن روحانی نیست، حتما یادم باشد که از همین مردم بپرسم که اسم این کار های روحانی را چه میگذارند؟ خیلی برایم جالب است جواب هایشان...تقصیر ماست، آری تقصیر خودمان است، آنقدر سکوت کردیم و چیزی نگفتیم که حیای گربه تا ناکجاآباد رفت و دیگر برنگشت. اصلا نمیدانم چه بر سر این روسای جمهور در جمهوری اسلامی میاید که بعد از گذراندن هفت خانِ خر از پل، در نهایت پررویی گذشته ی خود را گل و بلبل معرفی میکنند و اصرار دارند خود را دلسوز تر از حضرت حق هم به این مردم معرفی کنند. اینطور پیش رود موسوی ملعون هم اگرروزی (که بسیار بعید است) رئیس جمهور ایران شود میخواهد بگوید: من را آقای خامنه ای اغفال کرد وگرنه من پسر خوبی بودم، خلاصه آنکه به شعور 77 میلیون ایرانی توهین کند که؛ فتنه دیگر چه صیغه ایست؟ بروید پی غازچرانیتان!
...حرفهایم سر دراز دارند، تا بعد